واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

397

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

ساكنان محل در مسير سفلاى رود ، بر اثر وضع جغرافيائى سرزمين خويش ، مدتى مديد استقلال خود را حفظ كردند . مصب رود ، هم در پايان قرن دهم ميلادى ( چهارم هجرى ) به يارى سلجوق به دست مسلمانان افتاد « 1 » . در نيمهء اول قرن يازدهم ميلادى ( قرن پنجم هجرى ) شاه ملك كه دشمن اخلاف سلجوق بوده در اينجا حكومت مىكرد « 2 » . ولى نام وى دال بر مسلمانى اوست [ شاه ملك ] . به‌رغم اين ، پهنه‌اى كه ميان جند و فاراب گسترده بوده تا پايان قرن دوازدهم ميلادى ( قرن ششم هجرى ) جزو قلمرو كفار شمرده مىشده . مركز متصرفات قپچاقيان نامسلمان ، چنان كه در فصل سوم خواهيم ديد ، شهر سغناق « 3 » بوده كه حتى در زمان حكومت مغول نيز اهميت فراوان داشته . اين شهر در 24 فرسخى اترار قرار داشته و به عقيدهء لرخ محل آن همان ويرانه‌هاى كنونى

--> - « جنده » ) ، ص 81 ، ( 84 ) ؛ رجوع شود نيز : بارتولد ، « آبيارى » ، ص 151 . مؤلف كتاب مذكور بالا هويت چند محل ديگر را تعيين كرده كه صحت تشخيص‌هاى او مورد ترديد بسيار است . ( س . پ . تولستوف « جند » را همان خرابه‌هاى « جان قلعه » مى - داند . ( « براثر » ، ص 61 - 60 ) - تحريريه ) . ( 1 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ، I V ، 322 . ( 2 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 856 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 683 و بعد ) . ( 3 ) - به موجب املاى نسخ خطى چنين بايد خوانده شود و ضمنا در اغلب موارد صوت حرف اول قيد شده است . از لحاظ تركيب صوتى اين شكل به كلمهء سوناق از سغناق ، كه قبلا حدس زده شده بوده ، نزديك‌تر است . گرچه اهالى محل اين ويرانه‌ها را به نام سغناق مىخوانند . در نسخ خطى كلمه سغناق نيز آمده است . در قرن يازدهم ميلادى ( پنجم هجرى ) از اين شهر تحت نام اخير الذكر ياد شده است . رجوع شود به : محمود كاشغرى ، I ، 392 ، ( رجوع شود به ياكوبوسكى ، « ويرانه‌هاى سيغناك » . - هيئت تحريريه ) .